ادريس بن حسام الدين بدليسى

پيشگفتار 17

قانون شاهنشاهى ( فارسى )

حاكمان را به ايجاد امنيّت در راه‌ها ، آباد نمودن شهرها ، ساختن پل‌ها ، احداث قنات‌ها و تعمير خرابىها و بناى مسجدها سفارش كرده و انجام اين‌گونه كارها را از جملهء لواحق احسان ايشان شمرده است . شرط تحصيل سعادت و سرورى دنيا و آخرت را معرفت و عبادت بر نهج شرايع و نواميس نبوى دانسته و تذكار بىاعتبارى دولت و ناپايدارى نعمت را سبب دورى از غفلت و غرور و رسيدن به مقام انتباه و خشوع مىشناسد و اين همه را در قالب عباراتى محكم و دل‌نشين ، مزيّن به موازنه‌ها و سجع‌هاى زيبا و آراسته به نغمهء خوش الفاظ و موسيقى گوش‌نواز كلمات آورده ، درحالىكه يكسره وام‌دار تركيبات و استعارات زيبا و خيال‌انگيز ديگر شاعران و نويسندگان نبوده و از خود ابداعات دل‌انگيز نشان داده است . علاوه بر آن‌كه نويسنده خود از مايه‌هاى ادبى و نويسندگى ارزشمندى بهره‌ور و فردى روزگارديده و تلخ و شيرين ايّام چشيده بوده است ، تشويق دول عثمانى و توجّه و تمايل آنان به زبان و ادب فارسى نيز محيط مناسبى براى فعاليت‌هاى ادبى ايرانيان فراهم ساخته بود . آقاى دكتر محمّد امين رياحى در كتاب زبان و ادب فارسى در قلمرو عثمانى نوشته‌اند كه « سلطان سليم از آنجا كه قدر اهل دانش و ادب را مىدانست ، به مجالست و مصاحبت آنان مايل و خود داراى طبع شعر و ذوق سليم بود . و هم به ملاحظات سياسى و مذهبى ، با پناهندگان حسن معامله مىكرد ( ص 170 ) . . . و چنين مىنمايد كه زبان فارسى جنبهء رسمى و اشرافى داشته ، تا آنجا كه ابراز محبّت و احترام به مخاطب منظور بوده ، نامه را به فارسى مىنوشتند و هرجا كه مراد اظهار خشم و عتاب و خوارداشت مخاطب بوده است ، به تركى نوشته مىشد . . . » . ( ص 204 ) و بدين‌گونه ، ده‌ها آثار گران‌بها در خاك عثمانى به دست عالمان و شاعران و نويسندگان ايرانى تأليف شد ، كه از جملهء آن‌ها يكى همين كتاب قانون شاهنشاهى است . اگر بخواهيم از موارد غثّ و سمين آن نمونه‌هايى ارائه دهيم ، بايد بگوييم : 1 . اطناب سخن از طريق شرح و توصيف‌هاى طولانى و آوردن اشعار و امثال و شواهد گوناگون از عربى و فارسى و اقتباس آيات و احاديث و گاهى آوردن اصطلاحات